این ترانه اونقدر به حال و هوای گی های ایران یا هرجای دیگه می خوره که من فکر می کنم می تونه تبدیل به چیزی مثل آهنگ رسمی گی های ایران بشه. از یادآوری ات ممنون.
در انتهای هر سفر، در آیینه، دار و ندار خویش را مرور می کنم این خاک تیره این زمین پاپوش پای خسته ام، این سقف کوتاه آسمان سرپوش چشم بسته ام، اما خدای دل در آخرین سفر در آیینه به جز دو بیکرانه کران به جز زمین و آسمان چیزی نمانده است، گم گشته ام ‚ کجا؟ ندیده ای مرا ؟ زنده ياد حسين پناهي.
با ثبت آيدی tehranpatogh88 در ياهو مسنجر خود از وضعيت تغييرات و بروز رسانی وبلاگ باخبر شويد
این ترانه اونقدر به حال و هوای گی های ایران یا هرجای دیگه می خوره که من فکر می کنم می تونه تبدیل به چیزی مثل آهنگ رسمی گی های ایران بشه. از یادآوری ات ممنون.
qulture گفت در جولای 8, 2008 در 2:26 ب.ظ |